🔹 سکوت شیشههای شب غمی داره … ولی خشم تو مشت محکمی داره
این اپیزود درباره روزهایی است که فشار پنهان و دائمی، خودش را در جملههای کوچک خونه نشان میدهد. سراغ دو مفهوم کلیدی میرویم: سوگِ مبهم و خشمِ مبهم، و یاد میگیریم خشم را از واکنش به پیام روشن و مرزبندی تبدیل کنیم با قانون کوتاه: «اول بدن، بعد جمله.»
آخر اپیزود چند «میکرو-آیین» عملی برای روزهای مبهم داریم، نه برای خاموشکردنِ خشم، بلکه برای روشن ماندن آن.
📌 عنوانهای هر اپیزود، ادای احترامیست به ادبیات فارسی- به شعرها، ترانهها و متونی که از عشق، سوگ، زندگی و عواطف انسانی میگن- تا پُلی باشن بین دانش روانشناسی و زبانِ دل، تا این گفتگوها عمیقتر، آشناتر و ماندگارتر بشن.
❤️ اگر از این اپیزود لذت بردید و دوست دارید پشتیبان پادکست ما باشید، میتونید با یک کمک کوچک ما رو حمایت کنید. هر کمک شما به تولید اپیزودهای بیشتر و بهتر کمک میکنه!
🙏 ممنون که با حمایتت باعث میشی این پادکست ادامه پیدا کنه.
اگه این روزها زودتر تند میشی یا زودتر میری تو خودت، بعد از شنیدن اپیزود، بهم بگو: تو بیشتر برای چی سوگواری؟ امنیت، آینده، آرامش، کنترل، رابطه، یا خودِ قبلیات؟ 💬💙
Podden och tillhörande omslagsbild på den här sidan tillhör
Sahar Mohamadi. Innehållet i podden är skapat av Sahar Mohamadi och inte av,
eller tillsammans med, Poddtoppen.