🎙️ قسمت هشتم پادکست دیوان
در قسمت قبل گفتم براتون که، رستم بعد از کلی خون و خنجر، بالاخره تونست کاووس و یارانش رو از بند دیوها آزاد کنه. شاهِ بیچاره هم هنوز کور بود و التماس کرد: «رستم جان، تا دیو سپید زنده‌ست، همه‌چی بر باد می‌ره! زود برو سراغش، قبل از اینکه بفهمه ارژنگ رو لت‌وپار کردی!»
اولاد هم گفت: «دیو سپید اون تهِ تهِ یه غار تاریک زندگی می‌کنه، ولی باید از هفت کوه پر از دیو رد بشیم تا برسیم بهش. فقط بدون، خون جگرش داروی چشم اوناییه که طلسمشون کرده.»
رستم گفت: «پس بزن بریم!» 😎
و با شمشیر و رخش و یه اولاد دست‌بسته، راه افتاد. از کوه گذشت، از لشکر دیوها رد شد و تا رسید به غار... همون‌جا که دیو سپید مثل یه تپه‌ی گوشت سفید، نشسته بود و منتظر شکارش بود! 🧌⚔️
نبردی شد از اون نبردها! زمین لرزید، کوه غرید، و در نهایت، رستم با خونِ جگرِ دیو سپید برگشت و بینایی شاه و سپاه رو برگردوند. جشن و سرور و بزن و بکوب به راه افتاد 🎉
ولی ماجرا هنوز تموم نشده بود...
چون کیکاووس تصمیم گرفت قبل از برگشت به ایران، یه زهرچشم حسابی از دیوها بگیره! 😏
یه نامه‌ی رسمی، محترمانه و تهدیدآمیز نوشت برای شاه مازندران، و فرهاد پهلوان داوطلب شد که نامه رو برسونه. حالا فرهاد رفته تا توی دربار دیوها، اون نامه رو تحویل بده... و الان، جلوی شاه مازندران وایستاده، منتظر جواب! 👑📜🔥
🎧 پادکست دیوان رو هر دو هفته یک‌بار بشنو!
در «دیوان»، داستان‌های شاهنامه رو از اول تا آخر با زبان ساده، امروزی و طنزآمیز می‌شنوی؛ درست مثل یه قصه‌ی جذاب که برات تعریف می‌کنم.
📌 دیوان رو بشنو روی پلتفرم دلخواهت:
Castbox: https://castbox.fm/channel/id6303699
Apple Podcasts: https://podcasts.apple.com/de/podcast/id1771702282
Spotify: https://spotify.link/diwan
📺 ویدیوی همین قسمت رو در یوتیوب ببین:
کانال یوتیوب «دیوان» رو دنبال کن تا خلاصه‌های تصویری و نقاشی‌های ۵۰۰ ساله شاهنامه طهماسبی رو از دست ندی.
🔗 https://www.youtube.com/@Diwan-podcast
📱 اینستاگرام دیوان:
@diwan.podcast
💬 تو هم مثل ما عاشق شاهنامه‌ای؟
نظرت درباره این قسمت رو برام بنویس یا توی اینستاگرام دیوان پیام بده!

Podden och tillhörande omslagsbild på den här sidan tillhör Hamid Hashemi. Innehållet i podden är skapat av Hamid Hashemi och inte av, eller tillsammans med, Poddtoppen.