یه سفر ساده به خونه
 تبدیل می‌شه به یه سفر بی‌انتها
داستان برایس اینجوریه یه پسر دانشجو که داشت برمی‌گشت پیش خونواده‌ش
 ولی این سفر چند ساعته، یه شبانه‌روز کامل طول کشید!
پشت تلفن حرفای عجیب می‌زد،
هی می‌زد بغل، انگار یه چیزی سر جاش نبودآخرین ردش؟
 ماشینش که کنار یه دریاچه چپ کرده بود.
خودش اما… انگار آب شده بود رفته بود تو زمین.چیزی دیده بود که نباید می‌دید؟
یا داشت از چیزی فرار می‌کرد؟

Podden och tillhörande omslagsbild på den här sidan tillhör room 13. Innehållet i podden är skapat av room 13 och inte av, eller tillsammans med, Poddtoppen.