دیوید انگار یه مرد خانواده دوست و عاشق بود همه فکر میکردن زنش رو دوست داره با عشق ازدواج کرده اما انگار اون همسر نمیخواست ، یک برده میخواست یکی که بهش زور بگه و کنترلش کنه یه روز زنش از پلهها میفته و میمیره و دیگه اینجاست که نقاب کم کم از صورت این مرد برداشته میشه
Podden och tillhörande omslagsbild på den här sidan tillhör
room 13. Innehållet i podden är skapat av room 13 och inte av,
eller tillsammans med, Poddtoppen.