از روز یکشنبه ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ گروههای بزرگی از بازاریان و مغازه داران تهران در اعتراض به افزایش سرسامآور نرخ ارز و سقوط ارزش پول ملی ایران که به کسادی بازار و نابسامانی نظام اقتصادی کشور انجامیده، دست به تظاهرات زدهاند. گفته میشود در سومین روز این جنبش اعتراضی، گروههایی از دانشجویان نیز در تهران و شهرهای دیگر به تظاهرکنندگان پیوستهاند.
در چند شهر دیگر ایران مانند کرج، مشهد، اصفهان و شیراز نیز تعطیلی بازار و تظاهرات خیابانی برضد گرانی و بیثباتی وضع اقتصادی کشور آغاز شده است. در چند سال گذشته بازاریان چندین بار در اعتراض به تورم افسارگسیخته و کسادی داد و ستد دست به تظاهرات و اعتصاب زده اند.
مدتی است نوسان شدید نرخ ارز و طلا در ایران، بازاریان و مغازه داران را در وضع بسیار بدی قرار داده چنان که خرید و فروش هر نوع کالا بهویژه کالاهای مصرفی را برای آنان دشوار و حتی ناممکن کرده است. به گزارش سایتهای اطلاع رسانیِ نرخ ارز و سکه و طلا، در طی روز یکشنبه هر دلار آمریکا به بیش از ۱۴۴ هزار تومان، هر یورو به بیش از ۱۶۹ هزار تومان و هر پوند انگلیس به بیش از ۱۹۴ هزار تومان رسید.
کارشناسان امور اقتصادی در ایران علل اصلی این وضع را کاهش شدید درآمدهای نفتی براثر تحریمهای بینالمللی، کسری بودجۀ دولت، کمبود ارزهای خارجی و تورم بالا میدانند که سبب شده است دولت بودجهٔ سال آینده را «انقباضی» به مجلس ارائه کند. در سیاست مالی انقباضی، دولت میکوشد از سویی هزینههای خود را کاهش دهد و از سوی دیگر مالیات بیشتری از مردم بگیرد. کارشناسان اقتصاد در ایران پیشبینی میکنند این وضع به افزایش بیشتر نرخ تورم و جهش سرسامآور قیمتها در سال آینده خواهد انجامید.
بازاریان به تجربه میدانند که اگر تحریمهای بینالمللی ادامه یابد و ایران نتواند نفت خود را آزادانه در بازارهای جهانی بفروشد، نوسان شدید نرخ ارز ادامه خواهد داشت و ثبات و آرامش به بازار بر نخواهد گشت. رکود داد و ستد و کاهش بیش از پیش قدرتِ خرید مردم هستی بازاریان و به طور کلی کاسبان و مغازهداران کشور را تهدید میکند.
بازار در حیات اقتصادی و اجتماعی ایران همیشه جایگاه محوری داشته است. به همین سبب، بازاریان از آستانۀ انقلاب مشروطیت تاکنون سهم عمده و گاه تعیین کننده در جنبشهای اجتماعی و سیاسی داشته اند. در قرن گذشته دولتها برای تضعیف جایگاه محوری این شبکۀ درهم تنیدۀ تجاری در اقتصاد کشور، سیاستهایی را به اجرا گذاشتند و کوشیدند با از آنِ خود کردن بعضی از کارکردهایِ تجاری بازار از اهمیت آن در نظام اقتصادی کشور بکاهند. با این حال، بازاریان با دگرگونیهای اقتصادی و اجتماعی زمانه سازگار شدند و توانستند به حیات خود ادامه دهند.
بازار چیزی فراتر از مکانی برای مبادله کالا و خدمات است. در کوچه پس کوچههای این شبکۀ پیچیده و درهم تنیدۀ تجاری، افزون بر مغازهها و حُجرهها انبوهی خانه، مدرسه، رستوران، قهوهخانه، مسجد و دیگر نهادهای دینی و گاه محفلهای مخفی سیاسی نهفته است. بنیانگذاران جمهوری اسلامی در آغاز از پشتیبانی بخش مهمی از بازاریان بهرهمند شدند چنان که در سالهای نخستین حکمرانیشان بازار یکی از پایگاههای سیاسی آنان بود.
با این حال، جمهوری اسلامی نیز برای ادامه حیات و تضمین پایداری خود، ناگزیر شد از قدرت و اهمیت بازار در نظام اقتصادی کشور بکاهد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به منظور تقویت قدرت نظامی و نفوذ سیاسی خود بهویژه در میان روستاییان و مردم فقیر شهرها فعالیت گستردهای را در بسیاری از بخشهای اقتصادی کشور از جمله در بخش تجاری، ساخت و ساز و کشاورزی آغاز کرد چنان که رفته رفته به یک بازیگر مسلط اقتصادی و سیاسی تبدیل شد.
اما بازاریان نه تنها مقاومت کردند بلکه دامنۀ فعالیت تجاریشان را به بیرون از مکان سنتی بازار گستردند چنان که اکنون خیابانهایی در تهران و بعضی از شهرهای بزرگ ایران به شیوۀ بازار سازماندهی شدهاند و در هریک از آنها کالای خاصی به مشتریان عرضه میشود. برای مثال، درتهران بیشتر مردم برای خرید چمدان به خیابان منوچهری میروند که بزرگترین و معروفترین مرکز خرید این کالاست.
بازار یکی از نهادهای کهن و پایدار نظام اقتصادی در ایران است. این نهاد سنتی توانسته است با تحولات و دگرگونیهای اقتصادی و سیاسی کشور در قرن گذشته سازگار شود. تاریخ مدرن ایران از جنبش مشروطهخواهی به این سو نشان میهد که بازار همچنان کانون شورشهای اجتماعی و خواستههای سیاسی است. در تاریخ مدرن ایران، بسیاری از آشوبهای سیاسی، شورشها و خیزشهای اجتماعی از بازار بزرگ تهران آغاز شده است.
در زمان قاجار، جایگاه برتر بازار در اقتصاد کشور سبب شد که بازاریان به نیروی اصلی مخالفت با حکومت تبدیل شوند. انقلاب مشروطه در ۱۹۰۵ از بازار آغاز شد. علاءالدوله، فرماندار تهران، سه تاجر قند را به دلیل گرانی قند به چوب بست. در اعتراض به این کارِ او بازاریان تهران سر به شورش برداشتند. جنبش اعتراضی آنان به دیگر شهرهای بزرگ نیز سرایت کرد و با پیوستن گروههای دیگری از مردم به معترضان، کار به انقلاب کشید.
در انقلاب مشروطه سرآمدان سیاسی و بازرگانان درسخوانده و آگاه توانستند به شورش بازاریان جهت سیاسی بدهند. از آن پس، بازار به سرچشمۀ نگرانی حکمرانان تبدیل شد. کوششهای دولت در زمان رضاشاه برای کنترل این نهاد به شکست انجامید. بازاریان با بستن بازار اقتصاد ایران را چندین بار فلج کردند.
در زمان محمدرضاشاه نیز بازار یکی از کانونهای اصلی نافرمانی و آشوب بود. جامعهشناسان از بازاریان زیر عنوان طبقۀ متوسط سنتی نام میبرند. جمهوری اسلامی در آغاز از نظر فرهنگی و سیاسی بیشتر با خواستههای این طبقه سازگار بود. اما اکنون قشرهای بزرگی از این طبقه نیز کم و بیش خواستههای طبقۀ متوسط جدید را مطرح میکنند که در چند دهۀ اخیر با توسعۀ شهرنشینی در ایران گسترش بیسابقهای یافته است.
به گفتۀ بعضی از ناظران و جامعهشناسان بهویژه در ایران، در اوضاع و احوال آشفته و نابسامان کنونی کشور، بازار شاید آغازگر جنبشی باشد که به سرنگونی جمهوری اسلامی بینجامد.