روزی از روزها به باغ رفتم و در آن حوض به آب اندر شدیم و به لهو و لعب مشغول بودیم که ناگاه چیزی مانند ابر بر من فرود آمد و مرا بربود و به هوا بپرید و همی گفت هراس مکن و خاطر آسوده دار.
تصویر را تصور کن!
بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو!
به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!
Podden och tillhörande omslagsbild på den här sidan tillhör
هنر و زندگی شهرزاد. Innehållet i podden är skapat av هنر و زندگی شهرزاد och inte av,
eller tillsammans med, Poddtoppen.