در حال بقچه را با شمعی روشن برداشته از تخت به زیر آمد. بقچه را گشوده در او قبایی از صنعت جنیان یافت و قبا گشوده، در آستر قبا صورت دختری را نقش گشته دید. از دیدن آن صورت عقلش بپرید و بیخود بر زمین افتاد.
چون به خود آمد بگریست و بنالید و تپانچه بر سر و سینهی خود زد و آن صورت را بوسید.
تصویر را تصور کن!
بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو!
به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش!
Podden och tillhörande omslagsbild på den här sidan tillhör
هنر و زندگی شهرزاد. Innehållet i podden är skapat av هنر و زندگی شهرزاد och inte av,
eller tillsammans med, Poddtoppen.