تا حالا برات پیش اومده؟ یه پیام سینخورده و بیجواب، یه قرار دوستانه که تو رو دعوت نکردن، یا یه سکوت عجیب توی یه جمع… از بیرون شاید یه اتفاق کوچیک به نظر بیاد، اما از درون چی؟ انگار یه چیزی توی سینهت تکون میخوره. یه گره توی معده، یا یه اضطراب مبهم که نمیدونی از کجا اومده.
ما توی اپیزود اول با.زی.گوش رفتیم سراغ همین حس قدیمی: تبعید.
چرا مغز ما، طرد شدن رو با «مرگ» یکی میدونه؟ چطور یه سیستم هشدار باستانی توی مغز، زندگی مدرن ما رو مدیریت میکنه؟ و چرا وقتی حس میکنیم «نادیده گرفته شدیم»، بدنمون جوری واکنش نشون میده که انگار واقعا در خطریم؟
توی «با.زی.گوش»، ما فقط از احساسات حرف نمیزنیم، میخوایم بریم سراغ ریشهها؛ اون جاهایی که توی وجود ما تنیده شدن. توی این قسمت، با روایت «بازیگو»، برمیگردیم به دشتهای سرد تاریخ تا بفهمیم چرا «تعلق داشتن» برای بقای ما اینقدر حیاتی بوده و چطور میتونیم امروز، بدون اینکه اسیر غریزههای قدیمی بشیم، با این حسهای انسانی مهربانتر برخورد کنیم.
موسیقی:
1)Raga - Dance Of Music - Aakash Gandhi
2)Signal to Noise - Scott Buckley
3)Tears in Rain - Scott Buckley
4)The Long Dark - Scott Buckley
5)Life in Motion - Scott Buckley
(راستی، اگه بعد از شنیدن این قسمت، تمرین «مکث و مشاهده» رو امتحان کردید، حتما برامون بنویسید چه حسی داشت! ما منتظر شنیدن تجربهتون هستیم.)
«با.زی.گوش» جایی برای ترکیب آگاهی و بازیگوشیه؛ جایی که میخوایم یاد بگیریم چطور در شلوغی روزمره، خودمون رو گم نکنیم. خوشحالیم که توی این مسیر همراه ما هستید.
Podden och tillhörande omslagsbild på den här sidan tillhör
Zi bazi. Innehållet i podden är skapat av Zi bazi och inte av,
eller tillsammans med, Poddtoppen.