دو مؤلفه اشتباه در سیاست غرببرای سال‌های طولانی، سیاست آلمان و سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا در مورد ایران دو مؤلفه اساسی داشت:اول، یک امید موهوم که گویا هیولای استبداد دینی در ایران سرانجام رام خواهد شد و برای کنار آمدن با آن راهی پیدا می‌شود.دوم، یک استراتژی اشتباه که گویا مسئله ایران با نادیده گرفتن مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته آن می‌تواند راه‌حل پیدا کند.همه دیدند که این دو مؤلفه اشتباه بود. مماشات به جنگ انجامید. وقوع قیام‌های پی‌درپی و رشد و گسترش شبکه‌های مقاومت و کانون‌های شورشی نیز نشان داد که نیروی تعیین‌کننده، مردم و مقاومت سازمان‌یافته آن‌هاست.قلب اشتباهات سیاست غرب درباره ایران تا امروز، نادیده گرفتن مقاومت مردم ایران بوده است.شورای ملی مقاومت ایران برای رسیدن به یک جمهوری دموکراتیک و انتخابات آزاد و جامعه‌ای بر اساس جدایی دین و دولت مبارزه می‌کند.جنجال‌آفرینی‌ها حول بازمانده شاه، این سرنوشت را تغییر نمی‌دهد. او نماینده یک آلترناتیو فیک است که به جنبش مردم ایران ضربه می‌زند و در عمل کمک‌کار رژیم است. او برای مردم ایران سمبل وابستگی و تلاش برای احیای دیکتاتوری شاه است. او می‌گوید به همه کارهایی که پدرش کرده افتخار می‌کند. این بهترین هدیه به آخوندهاست.انگلیس پدربزرگ او را به قدرت رساند و ۲۰ سال بعد، در جنگ جهانی دوم، او را عزل و تبعید و پسرش را جایگزین کرد. در سال ۱۳۳۲ نیز شاه که از کشور گریخته بود، با کودتای مشترک آمریکا و انگلیس علیه دولت ملی دکتر مصدق، مجدداً زمام امور را به دست گرفت.اما همچنان که مسعود، رهبر مقاومت، گفته است: «درس بزرگ ۲ جنگ و یک قیام در ۴۰۴ این است که بازگشت به فاشیسم دست‌نشانده سلطنتی سرابی بیش نیست».

Podden och tillhörande omslagsbild på den här sidan tillhör Maryam Rajavi. Innehållet i podden är skapat av Maryam Rajavi och inte av, eller tillsammans med, Poddtoppen.