حالا که دفتر تاریخ ایران در حال ورق خوردن است، لحظهیی برگردیم و به این ۱۲۰سال نگاه کنیم و ببینیم که فاشیسم دینی و فاشیسم سلطنتی هرکدام چه راهی را طی کردند و چه آثاری از خود بهجای گذاشتند. دیکتاتوری ۵۷ ساله رضاشاه و پسرش با سه بار کودتا و دخالت قدرتهای خارجی پایهگذاری شد و با تبعیض و بیعدالتی و سرکوب آزادیهای مردم ایران ادامه پیدا کرد. تا زمانی که با قیام تودههای مردم در سال ۱۳۵۷ سرنگون شد. بعد نوبت به استبداد مطلقه دینی رسید. که تمام دوران حکومتش در اعدام، قتلعام، بهزنجیر کشیدن زنان، جنگافروزی و در تولید بمب و موشک و پهپاد گذشت. اکنون همه به چشم میبینند که هر دو مسیر شکست خورده و دیگر قابل ادامه دادن نیست. امروز رژیم آخوندی زیر آوار شکستهای بزرگ است. از سوی دیگر، از نظر سیاسی و واقعیتهای روی زمین و البته از نظر علمی و تاریخی امکان بازگشت به گذشته یعنی دیکتاتوری سلطنتی هم دیگر وجود ندارد. اما راه دیگری هست که از آغاز جنبش مشروطه پدیدار شد، راه آزادی و حاکمیت مردم ایران. این راه شاخصهای خودش را دارد و در قهرمانانی مثل ستارخان در حماسه تبریز و جنبشهای میرزا کوچکخان، پسیان، خیابانی و رئیسعلی دلواری و بسیاری قهرمانان دیگر شکوفا شد. سپس در نهضت ملی شدن نفت توسط دکتر مصدق ، به اوج رسید و بعد با جنبشهای پیشتاز دهه ۱۳۵۰، با چریکهای فدایی خلق ایران و مجاهدین خلق ایران ، راه سرنگونی دیکتاتوری شاه باز شد. واقعیت این است که پرچمداران و سمبلها و رهروان راه آزادی، ۱۲۰ سال است که سرکوب و قتلعام و شیطانسازی میشوند، اما در عین حال ۱۲۰ سال است که میجنگند، مقاومت میکنند، پایداری میکنند و مهمترین دستاوردهای جامعه و تاریخ ایران نتیجه این مسیر است. اما اصلیترین دستاورد این دوران طولانی، برپایی یک جایگزین دموکراتیک یعنی شورای ملی مقاومت این پایدارترین ائتلاف سیاسی تاریخ ایران است. وجود این شورا از جمله به این معناست که مردم ایران از این شایستگی و قدرت برخوردار شدهاند که میتوانند بعد از سرنگونی رژیم قدرت را بهصورت دموکراتیک به منتخبان مردم در مجلس مؤسسان، بسپارند.
Podden och tillhörande omslagsbild på den här sidan tillhör
Maryam Rajavi. Innehållet i podden är skapat av Maryam Rajavi och inte av,
eller tillsammans med, Poddtoppen.