هایک در سال 1935 تصمیم گرفت با طرح دوبارۀ بحث «محاسبات سوسیالیستی» به موج روزافزون گرایش به سوسیالیسم در انگلستان واکنش نشان دهد. این اقدام او با پاسخ اسکار لانگه مواجه شد که معتقد بود اقتصاددانان می‌توانند کنترل و مدیریت بهینه تولید را در یک جامعه سوسیالیستی بر عهده بگیرند. 


حمایت اقتصاددانان دانشگاهی از ایدۀ اسکار لانگه، هایک را به سمت نقد اساسی مبانی اقتصاد نئوکلاسیک سوق داد. او با ارائۀ تعریفی غیرریاضیاتی از مفهوم «تعادل» و مطرح کردن ایدۀ «تقسیم دانش»، نقش حیاتی دانش و اطلاعات جزئی تک تک افراد را در کارکرد سالم نظام اقتصادی مورد تأکید قرار داد. هایک در پرتو این مباحث برنامه‌ریزی موفق دولت برای اقتصاد را غیرممکن اعلام کرد، و آزادی فردی را در کانون اندیشه اقتصادی قرار داد.

Podden och tillhörande omslagsbild på den här sidan tillhör فردای اقتصاد. Innehållet i podden är skapat av فردای اقتصاد och inte av, eller tillsammans med, Poddtoppen.