با دیدن ناگهانی خون در بدنم، شوکه شدم. وقتی دیدم که از من خون میآید، چشمانم از ترس گشاد شده بود، گونههایم سرخ شده بود و بدنم از ترس میلرزید. در دلم غوغایی از دلهره برپا بود. با خود میگفتم: «مرا چی شده است؟ این چیست؟ خدایا، خدایا، مرا چی شده است؟» از مادرم شرم میکردم که بگویم در آن قسمت خصوصی بدنم خون دیدهام. در حالیکه مادرم زن مهربان و بادرکی بود، اما در وجودم احساس شرم میکردم.
Podden och tillhörande omslagsbild på den här sidan tillhör
8am Media. Innehållet i podden är skapat av 8am Media och inte av,
eller tillsammans med, Poddtoppen.