در این قسمت داستانی نقل می شود از روابط محمود غزنوی با امیران غرجستان. امیر غرجستان که می بیند نمی تواند با او مقابله کند، با او دوست می شود و پسرش، شاه شار، را به دربار او می فرستد. شاه شار بعد از مدتی به غرجستان باز می گردد و از در مخالفت بر می آید. محمود سپاهی می فرستد. او را دستگیر می کنند و به نزد محمود می فرستند. محمود او را در قلعه ای زندانی می کند ولی آنچه از لوازم زندگی می خواهد در اختیار او می گذارد.
در این میان داستانی جالب نقل می شود از غلامی که موکل آوردن شاه شار به غزنین است. او از شاه شار می خواهد که نامه ای به خاتون غلام بنویسد و او را از آمدنش خبر کند. شاه شار که از بدرفتاری غلام آزرده است، نامه ای فضاحت آمیز می نویسد و خاتون را به انواع قبایح متهم می کند!
در ادامه به لشکر کشیهای دیگر به هند پرداخته می شود. همچنین گفته می شود که محمود از خلیفۀ عباسی می خواهد که امارت چند سرزمین باقی مانده از خراسان را هم به او بدهد.
Podden och tillhörande omslagsbild på den här sidan tillhör
Hossein Abbasi. Innehållet i podden är skapat av Hossein Abbasi och inte av,
eller tillsammans med, Poddtoppen.