سایه سنگین شرم

شرم، آن صدای خاموش و قضاوت‌گری است که در تاریک‌ترین لایه‌های روان پنهان شده و مدام زمزمه می‌کند: «تو ذاتاً کافی و ارزشمند نیستی». وقتی این زخمِ عمیق با میلِ طبیعی ما به رشد، صمیمیت و رویارویی با دنیای بیرون برخورد می‌کند، پدیده‌ای فرساینده به نام «فریکشن» (اصطکاک روانی) متولد می‌شود.

در این وضعیت، روانِ ما در یک بن‌بستِ دردناک گیر می‌افتد؛ از یک سو موتورِ نیازهای ما برای ارتباط و پیشرفت گاز می‌دهد، و از سوی دیگر، ترمزِ شرم با تمام قوا کشیده می‌شود تا مبادا خودِ واقعی و «ناقص» ما عریان شود.

حاصل این سایشِ جانکاه، حرکت رو به جلو نیست، بلکه داغ کردنِ سیستم روان است. ما برای فرار از گرمای سوزانِ این اصطکاک و پنهان کردنِ شرمِ درونی‌مان، به انواع بازی‌های روانی، کمال‌گرایی‌های فلج‌کننده، خشم‌های دفاعی یا انزوای مطلق پناه می‌بریم. در نهایت، فریکشنِ ناشی از شرم، ما را در زندانی بی‌میله حبس می‌کند که تنها نگهبانِ آن، ترسِ ابدی از دیده شدن و قضاوت شدن است.

Podden och tillhörande omslagsbild på den här sidan tillhör mohammad mehregan. Innehållet i podden är skapat av mohammad mehregan och inte av, eller tillsammans med, Poddtoppen.