این آسمان توست؟ مشتم را باز کن ببین چه در من از توست صدایت هنوز در گوشم است که میپرسی، هنوز او هست؟ و من چتری میشود برای تو و تو ناگهاه از میان انگشتانم میلغزی از میان همان نقطههای کور زندگیم آری، این آب هم از توست این خاک هم نشانهای از توست اما مگر میشود به آسانی از تو دل شست دوباره کی و کجا شود چون تویی را جست از وقتی که در این اینجا خیمه زدهام یک لحظه هم چشم بر هم نزدهام من قلب خستهات را با یک تیر نشان زدهام در آسمانی که پر از ستاره است که این خود یک نشانه است تنها یک ستاره است که نامش قطبی است این یعنی هنوز راه روشن است و فرصت دیدار میسر اما نه با صورتی که در یاد تو است بل با گرمایی که هنوز میان من و تو است که هر که در دام عشق بیافتد چنین سست باید هم تا ابد بسوزد با هر نشانی که از توست Rss Apple Podcaster →