یک شاعر در بیست ویک سالگی میمیرد، یک انقلابی یا یک ستارهی راک در بیست وچهارسالگی. اما بعد از گذشتن از آن سن، فکر می کنی همه چیز روبه راه است. فکر می کنی توانسته ای از «منحنی مرگ انسان» بگذری و از تونل بیرون بیایی. حالا در یک بزرگراه شش بانده، مستقیم به سوی مقصد خود در سفر هستی. چه بخواهی باشی، چه نخواهی. موهایت را کوتاه می کنی؛ هر روز صبح صورتت را اصلاح می کنی، دیگر یک شاعر نیستی، یا یک انقلابی و یا یک ستارهی راک. در باجههای تلفن از مستی بیهوش نمیشوی یا صدای «دورز» را ساعت چهار صبحبلند نمی کنی. در عوض، از شرکت دوستت بیمه عمر می خری، در بار هتلها می نوشی و صورتحسابهای دندانپزشکی را برای خدمات درمانی نگه می داری. این کارها در بیست و هشت سالگی طبیعی است؛ اما دقیقاً آن وقت بود که کشتار غیرمنتظره در زندگی ما شروع شد.
با صدای شیرین حسنپور و محمدرضا قلمبر
ترجمه: الهه غلامزاده
تهیهکننده: حدیث حسنپور
صدابردار: شیما کمیلیزاده
تدوین: مهرنوش محتشمی . مجموعه داستانهای کتاب کجا ممکن است پیدایش کنم عبارتاند از:
فاجعهی معدن در نیویورک: مرد از خاطرات خود و دوستانش میگوید.
کجا ممکن است پیدایش کنم: داستان دربارهی مردی است که یک روز صبح به خانهی مادرش میرود و ناپدید میشود و همسر او به دنبالش است.
سگ کوچولوی آن زن در زمین: مردی برای تعطیلات به هتل میرود و با زن جوانی آشنا میشود.
راه دیگری برای مردن: دربارهی دامپزشکی که با مردان نظامی درگیر میشود.
خواب: دربارهی زن خانهداری است که با بیخوابی مواجه میشود.
-------------------------- برای پخش تبلیغات در پادکستهای فارسی به ربطهاست مراجعه کنید.
Hosted on Rabt. See Rabt.host for more information.