رواق / Ravaq
Avsnitt

صبح است ژاله می‌چکد از ابر بهمنی ۴۷۹

Dela

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۴۷۹

مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن


صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی

برگ صبوح ساز و بده جام يک منی


در بحر مایی و منی افتاده‌ام بيار

می تا خلاص بخشدم از مایی و منی


خون پياله خور که حلال است خون او

در کار يار باش که کاری‌ست کردنی


ساقی به دست باش که غم در کمين ماست

مطرب نگاه دار همين ره که می‌زنی


می ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت

خوش بگذران و بشنو از اين پير منحنی


ساقی به بی‌نيازی رندان که می بده

تا بشنوی ز صوت مغنی هوالغنی



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

Podden och tillhörande omslagsbild på den här sidan tillhör فرزآن. Innehållet i podden är skapat av فرزآن och inte av, eller tillsammans med, Poddtoppen.